فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

258

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

ديگرى براق نبود ، چنان كه از لحاظ چهره نيز خشونت آن ديگر را نداشت . اما هردو موى مجعد داشتند و تقريبا چهل ساله مىنمودند . و چون به سفير گفتند كه حبشى هستند و در نوجوانى در مصر به فروش رسيده‌اند سفير كه اين ادعا را بدشوارى پذيرفته بود بوسيلهء مترجمى مسلط به زبان تركى از آنها پرسيد كه از ايالت برنو « 186 » هستند يا نوبه . هردو بربر با شنيدن نام اين ايالات بسيار شاد شده چندين بار نامها را بازگو كردند . آنگاه سياه سالخورده‌تر به سفير فهمانيد كه خودش اهل برنو و رفيقش از ايالت نوبه است و اينها دو ايالت حبشه‌اند كه برده‌فروشان بردگان بسيارى را از آنها مىدزدند و با استفاده از وجود كاروانهائى كه بين اين ايالات و مصر آمد و رفت مىكنند براى فروش به قاهره مىبرند . شهر ساوه بسيار كوچك است و بيش از ششصد خانهء بدساخت ندارد و به همين‌سبب سفير در باغى واقع در ميان دشت كه به سلطان شيراز تعلق داشت منزل كرد . اين خانه سه اطاق كوچك داشت . آن دو سرباز حبشى از سفير اجازهء مرخصى خواستند و به وى گفتند كه همان روز به لشكرگاه شاه خواهند رفت و با نجابت هرچه تمامتر و تعارفاتى كه در ايران انتظار آن را نمىتوان داشت خداحافظى كردند . ساوه در سى درجه و هيجده دقيقه زير خط استوا قرار گرفته است . روز دهم در آغاز شب سفير از ساوه خارج شد و چون جاده بسيار خوب بود همهء شب را راه پيمود و تا دميدن روشنائى روز پنج فرسنگ بزرگ « 187 » پيش رفته به كاروانسرائى بسيار كهنه و نيمه - خراب بنام ( دانگ ) رسيده بود و چون از اين مكان تا قزوين بيش از سه منزل نبود بنا بر مرسوم و بموجب فرمان نجيب‌زاده‌اى را به قزوين فرستاد تا اخبار سفرش را به شاه برساند . روز يازدهم ، سفير يك ساعت پيش از غروب آفتاب از اين

--> ( 186 ) Borno ( 187 ) lieue يا فرسنگ واحد مسافت قديمى كه چون اندازهء آن مختلف بود بزرگ و كوچك داشت . - م .